تبليغاتX
روز آبی . . .
میخواهم بیدار بمانم...

و من دریافته ام که عکس ها ابزاری هستند برای آزار خود. برای اینکه به یادمان بیاورند آنچه میخواستیم و نشد! عشقی که داشتیم و نرسیدیم! مقصدی که در پشت یک عکس قاب شد!

تلاشی بیهوده برای شکار لحظه ها! که خود شکارش میشوی....

و من دریافتم که هیچ عکسی، بیش از آنچه تو در ذهن خویش (از آن لحظه) ماندگار میسازی به تو نخواهد گفت!

و من دریافتم که زندگی عکسی بیش نیست!

عکسی نیمه سوخته، که تو در قسمت سوخته اش هستی و دیگران به دنبال آن که بخش سوخته را به یاد بیاورند!

نوشته شده توسط تک بال در ساعت 1 قبل از ظهر | لینک  | 

ما لیاقت آزادی نداریم چون...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تک بال در ساعت 2 بعد از ظهر | لینک  | 

یک سال! برای نوشتن چه کوتاه است، اما در قفس که باشی. .. 

یک سال تنهایی را به دوش کشیدن. . . سخت تر است از یک سال تن ها به دوش کشیدن!

"گوسفندان فراموش کار بودند و آن چه خوک ها مینوشتند، با صدای بلند بع بع می کردند...." جرج اورول

نوشته شده توسط تک بال در ساعت 6 بعد از ظهر | لینک  | 

نمیدانم! 

نمیدانم چرا دلار و یورو و دیگر دوستانش! که شاهرگ زندگی ما (واردات) با آن ها گره خورده، لخت میشوند و تابو میشکنند و ما . . .. همه میخندیم و راضی هستیم و نشسته ایم . ..  ساکت و منتظر که لختی بعد چه چیزی لخت میشود و چه تابویی میشکند و چه رکوردی زده میشود...

ولی دخترکی در گوشه دیگر دنیا، لخت میشود، که به ما هم هیچ ربطی ندارد! به کسی هم آسیبی نمیزند! ولی همگی، از بیدارترینمان تا خوابیده ترینانمان، برمیخیزیم! تحلیل میکنیم! آتش میسوزانیم! دود بلند میکنیم! 

نمیدانم چرا اندیشمندان ما را از اندیشه هایشان لخت میکنند و از آزادی شان . . . و ما . ..  همه به زندگی خود ادامه میدهیم! و تمام تلاش ما برایشان میشود ابرویی درهم کشیده، آن هم وقتی دور هم جمعیم....

به حال و روزمان باید گریست!

میبینیم و میگذریم! از همه چیز! از همه کس! جدی ترین مسائل برایمان شده است دستاویز تفریح و ساده ترین مسائل برایمان شده . ... 

نوشته شده توسط تک بال در ساعت 2 قبل از ظهر | لینک  | 

عباس معروفی، از چهره‌های سرشناس ادبیات امروز ایران، در واکنش به جنجال رسانه‌ای اخیر بر سر انتشار عکس و ویدئوکلیپی از گلشیفته فراهانی نامه‌ای خطاب به او نوشته و آن را برای انتشار در اختیار رادیو ف*ر*د*ا گذاشته است. خانم فراهانی هفته گذشته با انتشار این عکس در ضمیمه هفتگی مجله فرانسوی فیگارو برای جامعه ایرانی جنجال‌آفرین شد.

نوشته عباس معروفی به همراه تحلیل و پاسخی از خودم در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تک بال در ساعت 1 قبل از ظهر | لینک  | 

شاید قدیمی باشه، ولی ارزش خوندن دوباره رو داره...

آن چه گلشیفته کرد را به چه عنوان میتوان توجیه کرد؟؟؟

+18 only


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تک بال در ساعت 12 بعد از ظهر | لینک  | 

تئاتر شهر - وسوسه ام میکند! نمایشی است "مشروطه بانو"، نمیدانم چیست، کیست و کجاست! لیست بلند بالای هنرمندان . .. کارگردان نام آشنا . .. انتخابی است از روی اجبار علاقه!
180 دقیقه نمایش! ولی ریتمی زیبا . .. قرابت عجیبی است! "پیر ولی صاحب دستور"، مردمان شهر، فریبکاران و مزدوران، حاکمان و . . .
ارزش دیدن داشت. بالاخص که با نوای زیبای (و البته به یغما رفته ی) "ایران جوان" به پایان رسید و کف زدن های متمادی و لاینقطع تماشاگران . . .
صحنه باشکوهی بود
شکوه به یغما رفته مان را یادم آورد
و اینکه تن ها نیستیم
و اینکه هنوز هم نسیمی جاری است
و این که اینکه!
کابوس این چندساله بغضی است که گویی سر جدایی از نفسهایم را ندارد...

این شما و این هم مشروطه بانو

نوشته شده توسط تک بال در ساعت 1 بعد از ظهر | لینک  | 

ادامه مطلب!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تک بال در ساعت 1 بعد از ظهر | لینک  | 

نامه کمال تبریزی به وزیر ارشاد در مورد انحلال خانه سینما... ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تک بال در ساعت 9 بعد از ظهر | لینک  | 

دوستی با هر که کردم خصم مادر زاد شد

                                       آشیان هر جا گرفتم لانه صیاد شد

آن رفیقی را که با خون و دلم پروردمش 

                                       وقت کشتن بر سر دار آمد و جلاد شد

نوشته شده توسط تک بال در ساعت 8 بعد از ظهر | لینک  | 

حیف از ما! 

همگی سمبل حماقتیم و داعیه دانش!

رفتم به مسئول کامپیوتر سازمان... میگم با یوزر پسوردم نمیتونم لاگین کنم .. . بعد کلی کلنجار رفتن! میگه بخاطر اینه که فامیلیت توی سیستم با ((ک)) همزه دار ثبت شده!!! همه همکاراش هم این کشفش رو تائید کردند!!! من بجای همگی شرمم شد از اینهمه بیسوادی...

خداییش کجای دنیا، مردمی اینقدر خوش خیال (البته دور از شما، گلاب به روتون) احمق! پیدا میشن!؟

هیچی نیستیم، ادعای همه چیز داریم!

تا حالا یه دیوونه رو از نزدیک دیدین، یه تیکه چوب ور میداره دستش و فکر میکنه هیشکی تو دنیا حریفش نیست...

حکایت آشناییست

نوشته شده توسط تک بال در ساعت 11 بعد از ظهر | لینک  | 

ارزش و شخصیت هر کس به اندازه دروغی است که میگوید!

نوشته شده توسط تک بال در ساعت 10 قبل از ظهر | لینک  | 

بز و دی در این مکان مطلب جدید نصب خواهد شد!

نوشته شده توسط تک بال در ساعت 0 قبل از ظهر | لینک  | 

تا زمانی نامعلوم . . .

تا آن نفس که نمیدانم کجاست!

برای نوشتن چیزی ندارم جز آآآآه

خداحافظ عزیزان من

نوشته شده توسط تک بال در ساعت 1 بعد از ظهر | لینک  | 

وطنم ای شکوه پابرجا

در دل امتحان ( التهاب ) دورانها

کشور روزهای دشوار

زخمی سربلند بحرانها

ایستادی بر جنگ رودررو

خنجر از پشت می زند دشمن

گویی از ما در نهان بر ما

وطنم پشت حیله را بشکن

رگت امروز تشنه عشق است

دل رنجیده خون نمی خواهد

دل تو تا ابد برای تپش

غیرعشق و جنون نمی خواهد

شرم بر من اگر حریم تو

پیش چشمان من شکسته شود

وای بر من اگر نبینم چشم

رو به رویای عشق بسته شود

از تب سرد موجهای خزر

تا خلیجی که فارس بوده و هست

می شود با تو دل به دریا زد

می شود با تو دل به دنیا بست


چه بر شما گذشت دلیران آذربایجان . . .

چه تنها بودی عباس میرزا . . .

و چه تنهایند بزرگ مردان تاریخ این مملکت . . .

گویی تنهایی جزء نابخشودنی بزرگیست . . .

راستی، چند روز شد از آن روزی که تنهایش گذاردیم؟؟؟

نوشته شده توسط تک بال در ساعت 8 بعد از ظهر | لینک